محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1828

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كرده‌ايم و معذور باشيم . » آنگاه خندق زدند و آنجا به دور مهران رازى فراهم شدند . يزدگرد نيز به حلوان رسيد و آنجا فرود آمد و مردان فرستاد و مال داد و جماعت در پناه خندقشان بماندند كه اطراف آن بجز راهها خارهاى چوبين ريخته بودند . شعبى گويد : ابو بكر تا وقتى بمرد از مرتدشدگان كمك نمىگرفت ، عمر از آنها كمك گرفت اما بهيچكس از آنها جز بر ده نفر و كمتر سالارى نمىداد و تا وقتى در ميان صحابيان مرد با كفايت بود سالارى جنگها را به آنها ميداد و گر نه به تابعان ميداد و آنها كه در ايام ارتداد قيام كرده بودند اميد سالارى نداشتند و همه سران اهل ارتداد در حاشيه بودند تا اسلام بسط گرفت . سعد گويد : در صفر سال شانزدهم هاشم بن عتبه با دوازده هزار كس و از جمله سران مهاجر و انصار و بزرگان عرب از مرتدشدگان و مرتدنشدگان ، روان شد و چهار روزه از مداين به جلولا رسيد و سپاه پارسيان را محاصره كرد . پارسيان دفع - الوقت مىكردند و هر وقت مىخواستند بيرون مىشدند ، مسلمانان در جلولا هشتاد بار بر آنها حمله بردند و پيوسته خدا مسلمانان را ظفر ميداد ، مشركان از خارهاى چوبى نتيجه نبردند و خارهاى آهنى به كار بردند . بطان بن بشر گويد : وقتى هاشم در جلولا در مقابل مهران فرود آمد پارسيان را در محوطهء خندقشان محاصره كرد و آنها با سرگرانى و گردنفرازى بمقابلهء مسلمانان ميامدند . هاشم با كسان سخن مىكرد و مىگفت : « اين منزلگاهى است كه از پس آن منزلهاست » سعد پيوسته سوار به كمك او مىفرستاد . عاقبت فارسيان آمادهء جنگ مسلمانان شدند و برون شدند و هاشم با كسان سخن كرد و گفت : « در راه خدا نيك بكوشيد كه پاداش و غنيمت شما را كامل دهد ، براى خدا كار كنيد » به هنگام تلاقى ، پارسيان سخت بجنگيدند اما خدا بادى به آنها فرستاد كه همه